خرید بک لینک
به نام "او" در تکاپوی لحظات، صبح برگزیده شد تا روشنگر روز شود. زودتر برخاسته ام، شاید به این دلیل که دیگر نمی توانم بخوابم. یا شاید دلیلی برای خواب ندارم. حرف هایی آمده اند برای زده شدن، برای زدن ریشه ظلمات، و من تیشه به دست به ریشه خود حمله

برچسب: نویسنده: سام هاشمی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 10:56

به نام "او" مرد مسافر از خواب بیدار شد و امتداد روز غربت او را برد ... وعده کرده بود سحری را با یار ... خلف وعده کرد ... سحر گذشت ... روز آغاز شده بود بی آن که تاریکی شب چیزی گفته باشد! سکوت کرد ...! تنبیه ! مگر می شود سحر را از یاد برد! به سان بی نشان ها در میان دقایق پراکنده شد ... رفت! پی

برچسب: نویسنده: سام هاشمی تاريخ: چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:57

رنگِ چمنی را دوست دارم، زیباسترنگ یشمی اما رنگِ نهانِ من استمردمَم خاکستری داننددوستان خاکستری دانند مادرم خاکستری داند مرا .....سبز یشمی اما رنگِ نهانِ من است ....تو می دانی چرا .....تو می دانی چرا بعد از تو خاکستری پوش شدم ....تو می دانی چه شب ها نقاب بر صورت، زیر نور ماه ..... و جای خالیه تو ....

برچسب: نویسنده: سام هاشمی تاريخ: چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:57

به نام "او" گشوده بودم درد را، مقصد، رهایی بود! گرگ و میش غروب راهی خانه یار، می اندیشیدم... سخت غمناک، بسیار پر درد، خالی از خویش! سرودم واقعیت شکست را، تنهایی را! خواندم نغمه کهنه اردیبهشت ماه را! آه چه روزهایی... پر شور، با یادت، بی ذره ای ابهام بی ذره ای تردید. لبخند راز انار دانه های

برچسب: نویسنده: سام هاشمی تاريخ: چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:57

صفحه بندی